سبد خرید
0

وبلاگ

بررسی روانشناختی خودکشی در میان افراد موفق

سه احساس وجود دارد که انسان را وادار می کند تا به زندگی اش پایان دهد: ناامیدی، درماندگی و بی ارزشی. مطالعات نشان داده اند که خطر خودکشی با کاهش شادی افزایش می یابد. در گذشته نه چندان دور، مردم از زمانی که افراد مشهور و موفق به زندگی خود پایان دادند، برایشان سوال پیش می آمد که چرا این افراد با وجود اینکه زندگی شادی داشتند به زندگی خود پایان دادند؟

 جامعه مدرن امروز اهمیت موفقیت بر شکست را برجسته می کند. اگرچه ما برای موفقیت در زندگی انگیزه داریم، اما نباید به معیار اصلی شادی ما تبدیل شود. به همین ترتیب نباید اجازه دهیم موفقیت هدف اصلی ما در زندگی باشد و از شکست ناامید شویم. 

آیا موفقیت مترادف با شادی است؟ اگر چنین بود، چرا افراد ثروتمند، با استعداد، تحسین شده و موفق که ما آنها را قهرمان می دانیم، با خودکشی می میرند؟ باور اینکه چنین افراد محبوب و موفقی نتوانند زندگی شادی داشته باشند برای ما سخت است و مرگ رابین ویلیامز، چستر بنینگتون، آنتونی بوردین و کیت اسپید در غرب نمونه های برجسته ای از این واقعیت است که موفقیت و خوشبختی مترادف نیستند. یک افسانه رایج وجود دارد که “افراد موفق خودکشی نمی کنند”. حقیقت اینطور نیست. برعکس، تاریخ مملو از نمونه هایی از خودکشی موفق ترین افراد، چه در جوامع شرقی و چه در جوامع غربی است. به دلیل ننگ ناشی از افسردگی، یا کمک گرفتن در زمان‌های پر دردسر؛ چنین افرادی اغلب افکار خودکشی را برای خود نگه می دارند.

ارتباطی بین خودکشی و شادی وجود دارد که هنوز حل نشده است. خودکشی به عنوان یک عمل ناراحت کننده شدید در نظر گرفته شده است. دیده شده است که عموماً افرادی که دست به خودکشی می زنند بسیار ناراضی هستند. نگاهی به گزارش شادی جهانی نشان دهنده وجود پارادوکس شادی با کشورهای شادتر است که بیشتر خودکشی می کنند. مشخص شده است که برخی از کشورهایی که رتبه های بالایی از نظر شادی دارند، بالاترین میزان خودکشی را دارند

فنلاند، کشوری که برای دو سال متوالی به عنوان “خوشبخت ترین کشور” رتبه بندی شده است، دارای نرخ خودکشی 15.9 است. در گزارش سال 2016، پرو در رتبه 63 شادترین کشور قرار گرفت، اما نرخ خودکشی 4.9، اتریش با نرخ خودکشی 15.6 و ایالات متحده با نرخ 15.3 در مقابل، سوریه، کشوری که پنج سال درگیر جنگ داخلی بود، نرخ خودکشی پایین 1.9 می‌باشد

دالی، اسوالد، ویلسون معتقدند که تصمیم به خودکشی تحت تأثیر مقایسه های نسبی است.

 ممکن است با کلمات متفاوتی گفته شود برای مثال: «مردم ممکن است ناراحتی در یک مکان شاد را بسیار دردناک بدانند».

 تجربه افسردگی زمانی که فرد سالم است و تجربه افسردگی در زمانی که فرد فقیر است می تواند دو تجربه متفاوت باشد.

 کشورهای فقیرتر و کمتر شاد ممکن است دست به خودکشی نزنند زیرا امید به آینده ای بهتر و غنی تر دارند. برعکس، مردم ساکن در کشورهای ثروتمند احساس افسردگی می کنند. افرادی که در یک کشور فقیر به دنیا آمده اند می گویند هر مشکلی که فرد داشته باشد اگر پول بیشتر یا فرصت های بهتری داشته باشد حل می شود. اگر کسی اهل یک کشور ثروتمند است و احساس می کند که شکست خورده است، اگر احساس کند جایی در این دنیا مناسب او نیست، چه گزینه هایی دارد؟ راه حل ها تقریباً به این سادگی نیستند

هیچ عامل واحدی را نمی توان به رفتار خودکشی نسبت داد. ترکیبی از مسائل سلامت جسمی و روانی، مشکلات روابط، استرس شغلی، استرس مالی، مشکلات قانونی و مشکلات خانگی – به ویژه اگر با مصرف مواد همراه باشد – می تواند خطر خودکشی را در فرد افزایش دهد. مشخص شده است که بیش از نیمی از افراد موفقی که بر اثر خودکشی جان خود را از دست داده اند، در زمان مرگ بیماری روانی شناخته شده ای نداشته اند. با این حال، برخی از عوامل متداول که ممکن است مسئول انجام این گام افراطی یک فرد موفق در نظر گرفته شوند عبارتند از:

2.1

چنین افرادی احساس می کنند که هر کاری انجام دهند، می توان آن را بهتر انجام داد. آنها نمی توانند نتایج ضعیف را تحمل کنند زیرا به موفقیت عادت کرده اند. از آنجایی که افراد موفق همیشه در معرض دید عموم هستند. آنها دائماً تحت فشار برای عملکرد و مرتبط ماندن هستندمخرب ترین شکل کمال گرایی که منجر به افکار خودکشی می شود، احساس سنگینی برآورده شدن انتظارات دیگران است. با این حال، برای ایجاد ارتباط بین کمال‌گرایی و خودکشی، مطالعات تحقیقاتی بیشتری با گروه‌های مختلف مورد نیاز است

انزوا، روابط سطحی

برنامه کاری شلوغ و تعهدات در محل کار افراد موفق، حفظ دوستی، ازدواج، روابط را برای آنها دشوار می کند. همه اینها سطحی است و به همین دلیل آنها هیچ دوست صمیمی ندارند که بتوانند به او اعتماد کنند. آنها خود را تنها و منزوی در جزیره ای از شناخت می بینند.

ناتوانی در رسیدگی به شکست

خودکشی ریتیکا فوگات کشتی گیر 17 ساله هندی ملت را تکان داد. او پس از ناتوانی در شکست دادن خود در فینال یک تورنمنت، تصمیم شدیدی گرفت. دستیابی به موفقیت باعث می شود زمانی که قادر به انجام این کار نیستند، خود را تحت فشار بی مورد قرار دهند یا به فکر خودکشی باشند

2.4 احساس ناامنی

به گفته جودی سینیاس، این افراد حق خود را نسبت به احساسات روزمره انسانی از دست می دهند. افراد با عملکرد بالا تحت فشار زیادی هستند تا به برتری خود ادامه دهند. هر چه آنها بالاتر باشند، فشار بیشتری برای حفظ برتری دارند. آنها در معرض تهدید دائمی قرار دارند تا بالاتر از دیگرانی باشند که در صف آنها قرار دارند. مواجهه با این رقابت سخت برای آنها منبع استرس است که سلامت روانی آنها را تا حد زیادی تحت تاثیر قرار میدهند

ناتوانی  در حفظ تعادل کار و زندگی

تلاش برای موفقیت چنین افرادی را چنان مشغول می کند که زندگی خود را فراتر از کار نادیده می گیرند. بین کار و زندگی تیرگی وجود دارد که آنها قادر به تعادل کافی نیستند. این منجر به افزایش سطح استرس می شود که از محل کار به زندگی شخصی سرایت می کند و آنها قادر به کنترل آن نیستند.

تنش رسانه های اجتماعی

استفاده از پلتفرم های رسانه های اجتماعی از چند سال گذشته به شدت افزایش یافته است. جوامع مجازی بدون مرزهای فیزیکی ایجاد کرده است [ 32 ]. افراد موفق به دلیل موفقیت‌های خود در خط مقدم قرار دارند، حضورشان در رسانه‌های اجتماعی نشان‌دهنده تصویر عمومی آنهاست که نمی‌خواهند در معرض خطر قرار دهند. آنها برای هر کار کوچکی که انجام می دهند ترول می شوند. هر فرورفتگی در آن تصویر باعث ایجاد فرورفتگی در برند آنها می شود. در صورتی که وجهه عمومی مخدوش شود، به عنوان نقطه عطفی در زندگی آنها عمل می کند که برای آن باید به اندازه کافی قوی باشند

گرد آورنده : سحر غزانی

منبع :https://www.intechopen.com/chapters/77918

سوشال مدیای اکادمی تلسی                                    

https://telsi.co/

Telsitalk

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

دیدگاهتان را بنویسید

ثبت نام در دوره

در صورت نیاز به مشاوره می توانید فرم را تکمیل نمایید و یا با ما در ارتباط باشید.