دروغی به نام قانون جذب

یادمه سالها پیش زمانی که فیلم راز تازه به اوج شهرت رسیده بود، بحث قانون جذب (Law of attraction) مطرح شد خیلی سر و صدا کرد وقتی سی دیش به دستم رسید و نگاه کردم چیز جذابی به نظر نمی اومد و خب هرگز این توهم از همون اول برای من قابل باور نبود. چون از بچگی یاد گرفته بودم منطقی فکر کنم و نمی تونستم این ادعا که کائناب برای ما برنامه ریزی می¬کنند و تصمیم میگیرند رو باور کنم.
اصلا شاید برای همین بود که عاشق ژنتیک شدم و از سن 19 سالگی شروع به تدریس ژنتیک کردم.
یادمه که تو خونه دانشجویی بارها سر این مسئله قانون جذب با هم خونه ای هامون بحث می کردیم و حتی کارمون به دعوا می کشید.

خب از خیلی سال پیش، یه احساسی کاملا قوی در من ایجاد شده بود، که من وقتی روی یک موضوعی متمرکز می شم ، از اون لحظه به بعد خیلی از اتفاقها انگار در اون ارتباط می افتند که قبلا نمی افتادن ! یادمه جوابش رو برای خودم پیدا کرده بودم. پیدا کردن جوابش بر می گرده به زمانی که من دبیرستان بودم و تو یک روز کلمه ققنوس رو که قبلا نشنیده بودم سه بار شنیدم.
اولی اینکه داشتم درس ادبیات فارسی می خوندم و چون معمولا مدرسه نمی رفتم نمی دونستم تلفظ اصلی کلمه ققنوس چی هست. یادمه می گفتم این دیگه چیه ؟ قِقنونس ، قَقنوس ، قُقنوس

تو مدتی که داشتم این درس رو می خوندم ناگهان دیدم شبکه چهار داره از یک پرنده افسانه ای صحبت می کنه به نام ققنوس که از خاکستر خودش متولد می شه.
دیدم چقدر جالب من این رو نشنیده بودم و برام تصادفا موقع خوندن درس ققنوس تکرار شد. بعد ماجرا رو برای مادرم تعریف کردم و گفت این برنامه چند بار هست که داره تکرار می شه چطور نشنیدی؟! گفتم شاید من خونه نبودم مادرم گفت نه اتفاقا داشتی گیتار می زدی و یا چیز دیگه ولی خونه بودی !
خلاصه بعد از ظهر همون روز پسر داییم زنگ زد خونه امون که بیا بریم سیستم صوتی خونه یکی از دوستام رو درست کن . قرارمون میدون فردوسی . گفتم کجاش وایستم گفت جلوی اغذیه ققنوس ! تا اینو گفت مغزم هنگ کرد! یعنی چی گفتم دوباره بگو گفت ققنوس، فکر کردم دوربین مخفی هست ! یه پیک موتوری گرفتم رو رفتم دیدم بله نوشته ققنوس ! پسر داییم اومد و ماجرای این کلمه رو گفتم کلی خندید و گفت جالبه ولی چند بار اینجا غذا خوردیم مگه یادت نیست! گفتم یادمه اینجا خوردیم ولی به اسمش توجه نکرده بودم .
این استارتی بود برای من و پی بردن به سیستمی که اون موقع من اسمش رو فیلترینگ مغز گذاشتم و فهمیدم هر روز هزاران کلمه رو می بینم و می شنوم ولی تا زمانی که ذهنم حساس نشه انگار که نه می بینم و نه می شنوم.
بنابراین اگر هم کسی در مورد این موضوعات می پرسید من همیشه می گفتم احتمالا مغزت داره به این محرکهای همیشگی پاسخ می ده. چون برات اون موضوع اهمیت داره و حساس ترشدی . این جوابی بود که من برای خودم پیدا کرده بودم و برام قانع کننده هم بود. و هر وقت هم خواهر یا برادرام به این موضوع اشاره می کردند من جوابم همین بود.
بعدها متوجه شدم که در نوروساینس اسم این موضوع رو سیستم فعال سازی شبکه ای یا RAS گذاشتن. که در ادامه این مبحث در ارتباط با RAS صحبت خواهم کرد.
خلاصه می رسیم به دوران دانشگاه و تا اینکه فیلم راز منتشر شد. یک فیلم تخیلی مسخره ! من زمانی که فیلم رو دیدم باورم نمی شد که این همه بقولی دانشمند و روانشناس دارن موضوع به این واضحی رو به ماوراالطبیعه ربط می دن . فکر می کردم شوخی می کنن.
اصلا هم فکر نمی کردم این مسئله یک روز اینقدر موضوع مهمی بشه و یک روز که من بشینم راجع بهش کتاب بنویسم . واقعا فکر نمی کردم که تقریبا به یک مذهب تبدیل بشه و این همه طرفدار و پیشوا، مرید و مراد واسه خودش پیدا کنه .
در این مقاله مروری و پژوهشی ساده، که خلاصه ایست از کتاب اینجانب با نام قانون جذب ، یک دروغ بزرگ ، بنده به توضیح مباحث علمی، تفاوت مشاهده، فرضیه و نظریه و قانون، فرق علم و شبه علم – کوانتوم و ارتعاش و عدم ارتباطشون به توهم جذب، و نه قانون جذب صحبت می کنیم و نشون می دیم که توهم جذب هرگز نمی تواند قانون باشد. هر چند در طول این نوشته (پادکست) من گاهی از کلمه قانون جذب هم استفاده می کنم ولی استفاده از قانون رو برای اون قبول ندارم. لطفا اگر گوش می کنید کامل گوش کنید.

قانون جذب بر اساس چه مشاهداتی شکل گرفت ؟

این موضع از اونجایی شکل گرفت که وقتی شما روی یک موضوعی متمرکز می شدید ، به نظر می اومد محیط اطراف تغییر کرده و بیشتر داره به اهداف شما نزدیک می شه و گویا شما چیزهایی رو در مورد اون موضوع می بینید و می شنوید که تا قبل از اون نمی دیدید.
مثلا وقتی من قصد دارم یک ماشین بخرم مثلا یک 206 قرمز، از فردا تو خیابون همش 206 قرمز می بینم . این موضوع برای بسیاری از ماها رخ داده و کمتر کسی هست که به این موضوع پی نبرده باشه . من در کتاب خودم بنام قانون جذب یک دروغ بزرگ مثال¬های دیگه ای از این مورد رو آوردم . البته با مطالعه این خلاصه و یا گوش دادن پادکست در صورت متقاعد شدن نیازی به خوندن اون کتاب ندارید.

قانون جذب و تغییراتش به مرور زمان

اما قانون جذب این توهم بزرگ چی می گفت و بعدا چه تغییراتی کرد؟ قانون جذب در واقع به دلیل اینکه هیچ پشتوانه درستی نداشت، وقتی به یک مورد متضاد ادعاهاش برخورد می کرد، رنگ عوض می کرد و تبدیل به یک چیز دیگه می شد. این توهم دانش و خرافات به مرور دچار این تغییرات شد . در زیر سیر تکاملی تبدیل شدن به چیزهای دیگه رو می بینید. واسه همین هست که خیلی از کسانی که قانون جذبی هستند گروههای دیگر رو قبول ندارند و فکر می کنند بقیه نمی دونن قانون جذب واقعی چی گفته !
اول ) خب در ابتدای امر این به اصطلاح قانون اینگونه می گفت که وقتی شما به یک موضوع فکر می کنید ، کائنات به شما پاسخ می دهد و شما را در جهت رسیدن به اون هدف کمک می کند. که این این موضوع حاصل همان مشاهدات بود که در بخش قبل گفتیم. در واقع کسانی که این موضوع رو مطرح کردن از سیستم های فیلترینگ مغز آگاهی نداشتند. نا آگاهی هم عیب نیست، ولی این دوستان زیاده روی کرده و احتمال کمک از طریق کائنات رو به قانون تبدیل کردند! و بدتر از اون قانون علمی ! و حتی تهمت زدن که علم، این موضوع رو تایید کرده است. در واقع طبق این فرضیه ، زمانی که شما به چیزی فکر می کنید جهان بیرون از اون باخبر می شه و به شما در جهت رسیدن به اون موضوع کمک می کنه . این وجه اشتراک تمام فرقه های مختلف قانون جذب هست.

خب تا اینجا ممکن بود بعضی از افراد با فکر کردن به یک موضوع و نتیجه گیری تصادفی به این قانون ایمان آورده و خودشون تبدیل به مدرکی محکم برای اثبات این ادعای پوچ بشن و عده ای دیگر هم که نتیجه نگرفتند برایشان هزار و یک داستان و سفسطه چیده شود.

اما چه سفسطه هایی برای آنها چیده شد و قانون جذب در ادامه چه تغییری کرد؟

خب تعداد افرادی که با فکر کردن تنها به نتیجه نمی رسیدند روز به روز بیشتر می شد و خیلی ها از روی کاناپه خوابیدن به جایی نرسیدند . الان عده ای از خوانندگان در همین نقطه سریع جبهه می گیرند که قانون جذب کی گفته روی کاناپه بخواب ؟! من این دوستان رو به آرامش دعوت می کنم و می گم صبر کنید. ادامه داستان رو بخونید .
در این جا سفسطه وارد بازی شد. عده ای از اساتید !! جذب گفتند کجای قانون گفته شده که شما باید روی کاناپه بخوابید و بعد به همه چیز می رسید؟ اصلا قانون جذب این نیست. اساتید جدید که از فرقه قبلی براعت گزیدند گفتند که اصل قانون جذب این است که شما علاوه بر اینکه فکر می¬کنید و می خواهید، باید تلاش هم بکنید !!!
خب سوال ما این است که این موضوع رو که از هزاران سال قبل همه می¬دونستند ، که شما فکر کن و حرکت کن نتیجه می گیری ! پس چرا قانون عوض شد!؟
عیب نداره تازه داشتیم به این قانون جدید عادت می کردیم. هرچند که صحبتی هم در ارتباط با میزان تلاش درونش گفته نشده بود و فقط گفته شده بود نهایت تلاش . حالا اگه کسی نتیجه نمی گرفت شما یک راه دررو جدید داشتید. می تونستید بگید که نهایت تلاشت رو نکردی!
همین الان هم که عده ای دارن این مطلب رو می خونن با خودشون می گن که اصل قانون جذب هم همین هست که باید تلاش کنی! ولی باز هم این دوستان رو به آرامش دعوت می کنم و پیشنهاد می کنم ادامه ماجرا رو بخونن.
خب بعد از این موضوع افراد دو دسته می شدند ، افرادی که بعد از تلاش نتیجه می گرفتند که هیچ، این افراد می شدند مبلغین اساتید و به همه می گفتند که ما دیدم و شد، و یه عده زیادی باز هم حتی با تلاش هم نتیجه نمی گرفتند! باید به این ها چه جوابی می دادند.؟
دیدید که وقتی یک نفر یک دروغ می گه باید هزارتا دروغ دیگه بگه تا اونو ثابت کنه؟ این اساتید دروغگو نبودند ولی اصرار زیاد برای اثبات یک ادعای به پایه و اساس داشتند و مجبور بودند دلیل تراشی کنند.
اما دلایل جدید چی بود و ورژن های جدید قانون جذب چی می گفتند؟
در ورژن های جدید اینگونه بیان شد که باید صبر کنید! پاسخ کائنات گاهی زمان بر هست!
جااااان !!! ببخشید چی شد ؟! زمانبر ؟!!!! چرا ؟!!!!! مگه اونجا هم بروکراسی اداری مطرح هست؟ ! بر اساس چی باید این ادعا رو باور کنیم؟
بعد اساتید در جواب می گفتند، خب پس شما اثبات کنید که اینگونه نیست ؟ یعنی ادعای پوچ اونا رو ما باید ثابت می کردیم که پوچ هست! اگه نمی تونستیم ثابت کنیم، یعنی که راست هست!!!
یاد جمله راسل افتادم ” اثبات یک ادعا بر عهده مدعی است، نه اثبات خلاف آن بر عهده شنونده”
یعنی عدم توانایی ما در اثبات یک توهم دلیلی بر وجود آن است ؟ !!!!!!!
خب بگذریم …
از اینجا به بعد هم افراد دو دسته می شدند. افرادی که بعد از صبر (همراه با تلاشی که از قبل می کردند) نتیجه می گرفتند ، که مرید استاد می شدند و مبلغ استاد و اصلا شاید خودشون هم استاد می شدند و اونایی که باز هم نتیجه نمی گرفتند.
خب در اینجا دسته جدیدی از اساتید شکل گرفت، استاتیدی که ورژن جدید قانون جذب رو از کائنات دانلود کرده بودند و فقط اینا داشتند. خب برگردیم به ادامه ماجرا . برای عده ای که بعد از تلاش و صبر هم نتیجه نمی گرفتند باید چه دلایلی مطرح می کردند یعنی به این عده که باز هم نتیجه نگرفتند باید چی بگیم ؟
بله ورژن جدید با نام اینکه باید “ارتعاش” رو باید دقیق بفرستید به کائنات ؟
جان !!!؟؟؟ ارتعاش؟!! ارتعاش کجامه ؟! نمی فهم . دقیق کجاست؟ وسیله ارسال چیه ؟! با دیش ماهواره هست؟! مرکز کائنات کجاست ! اگه یک وجب زیر مرکز کائنات بره چی می شه !؟
استاد جذبی : بله دیگه ؟! منظور اینه که باید خیلی تمرکز کنی و واقعا بخواهی !
شاگرد جذبی : واقعا بخواهم !؟ از کجا می دونی واقعا نخواستم ؟
استاد جذبی : خب بلاخره ما استادیم دیگه . برو عزیز برو واقعا بخواه ارتعاشتم درست بفرست به مرکز کائنات درست می شه.
بگذریم که هنوز بین فرقه های مختلف جذب بر سر اینکه کائنات دقیقا کجاست اختلاف هست ! منظور سیارات و اجرام آسمانی هست ، یا کل گیتی ؟! اینا خودشون چند دسته هستند.
در فرقه ای جدیدتر کائنات را تمام موجود جهان می داند و مدعی است که تمامی قانون جذبی های قدیمی اشتباه هستند. البته این چیزی رو در ارتباط با بحث ما عوض نمی کنه.
خب برگردیم به داستان. در اینجا باقیمانده های نتیجه نگرفته¬ی قانون جذب شروع به ارسال ارتعاش به مرکز کائنات می کنند که دو حالت دارد یا تصادفا و یا در اثر استمرار تلاش¬های قبلی نتیجه می گیرند، که در این صورت با گل و شیرینی میان خدمت استاد!!! یا اینکه نه باز هم نتیجه نمی گیرن.
این باقیمانده های خسته خدمت می رسن که دیگه باید چی کار کنیم؟
فکر می کنید جواب چی بوده؟!!! اگه فکر می کنید که اساتید کم میارن باید بگم که سخت در اشتباهید، بله استاتید کم نمی یارن
ورژن جدید قانون جذب متولد شد، گاهی باید ول کنی و دیگه رها کنی تا جواب بگیری !
سوال، ببخشید کائنات مسخره کردن ما رو؟ خب از اول بهم می گفتن تو جزو کدوم دسته ای ؟ بعد از این میزان “ول” مشخص نیست تا کی هست؟ چند سال ؟
استاد جذبی : نه وقتش بشه خودش اوکی می شه .
بله و این قصه ادامه دارد…
در واقع از نظر این به اصطلاح اساتید شما یا نتیجه می گیرید، که کار قانون جذب هست و نشون می ده که داره درست کار می کنه یا نتیجه نمی گیرید که مشکل از شماست ! خب دیگه …
اما برگردیم به سیستم راس و توضیح این پدیده در مغز

قانون جذب هیچ ارتباطی به قوانین فیزیک نظیر نظریه کوانتوم ، ریسمان و یا قوانین نیوتن نداره

یکی از اشتباهاتی که اساتید و طرفداران قانون جذب می کنن این هست که چون درستی این موضوع در ذهنشون به قطعیت رسیده به دنبال شواهد علمی در جهت تایید اون می گردن. به این کار می گن سو گیری تاییدی )CONFIRMATION BIAS(

یعنی مفاهیم علمی رو اونجوری برداشت می کنن که دلشون می خواد.  شروع می کنن به ارتباط دادن این مسائل به توهم جذب . در حالیکه این نظریات توسط دنیای علم مورد تایید قرار گرفته اند نه قانون جذب. بعد مدعی می شن که علم قانون جذب رو تایید کرده !!! بعد که شما می پرسید کجا تایید کرده ؟ در جواب ابتدا قانون جذب رو به این مسائل ربط می دن بعد می رن سراغ اثبات و تایید این نظریات در علم !!!

در کتاب قانون جذب یک دروغ بزرگ من تفاوتهای نظریه و فرضیه و قانون رو برای شما عزیزان توضیح دادم .

بسیاری از سخنرانان مطرح دنیا که در ایران هم طرفدار دارن در اشتباه کامل و در جهل کامل بسر می برن . و همشون از یک مشکل بزرگ رنج می برند. اونا باگ های مغزی رو به مسائل ماورا طبیعه ربط می دن.

برای درک بهتر شما عزیزان از باگ های مغز من چند نمونه از سوگیریهای شناختی رو در ادامه توضیح می دم .

قانون جذب و اتعاش

یکی از ادعاهای مضحک در ارتباط با قانون جذب ، بحث ارتباطش با ارتعاش هست. از هر زاویه ای که به این ادعای مضحک نگاه کنید می بینید که هیچ ربطی نداره و مثل ارتباط فلان موضوع به شقیقه هست !!!

خب فرض می کنیم که در فیزیک نظریه ای وجود داشته باشه که بگه همه ذرات عالم دارای ارتعاش هستند. خب فرض کنیم که مولکولهای بدن شما هم که جزو ذرات عالم هستند ارتعاش دارن . خب که چی ؟ !

بعد توضیح می دن که فکر شما دارای یک فرکانس و ارتعاشی هست که در فضا به حرکت در می یاد !!!

در حالی که هیچ دستگاهی همچین چیزی رو اندازه گیری نکرده . و فرض می کنیم که فرکانسی باشه کسی نمی پرسه که گیرنده این فرکانس کجاست ؟ ! بعد مثال رادیو رو می زنن که یه زمانی وجود نداشت و انسان باور نمی کرد که یک روز بتونه فرکانس بفرسته و دستگاهی اونو دریافت کنه ! خب در اینجا ما به یک موضوع خنده دار برخورد می کنیم. خب رادیو ساخته و اختراع بشر هست که هزاران اجزا در کنار هم قرار می گیرند که این قرار گیری توسط یک مخترع انجام شده و واسه همین می تونه فرکانس رو بگیره  . همین رادیو اگه یک قطعه کوچیکش از بین برده دیگه کار نمی کنه ! کسی نمی پرسه این کائنات و سیارات که همچین سیستم پیچیده ای هم ندارن چطوری فرکانس (فرکانس نداشته ) مغز شما رو دریافت می کنند ؟ بدون آی – سی بدون ترانزیستور بدون مدار و غیره … !!!

بعد اصلا  فرض کنید که این ارتعاشات هم توسط کائنات دریافت شد! فهم نوع این فرکانس که فکر مثبت بوده یا منفی با کدوم پردازش گر انجام می شه ؟ !!! فرض کنیم که این فهم هم وجود داره و پردازش گر داره ! چطوری اون فکر رو تو زندگی شما عملی می کنه ؟ یعنی سیستم عاملی که باعث می شه ارتباطی بین کائنات و تغییرات زندگی شما هست کجاست؟!!! یعنی از طریق چه بازوی اجرایی شروع می کنه به تغییر زندگی شما ؟!

یعنی یک ادعای کذب که در تمامی مراحل جز مضخرفات محض چیزی ازش در نمی یاد! رو در غالب موضوعات علمی به شما ارائه می دن و اسمش رو می زارن قانون جذب

قانون جذب می گه فکر شما به ماده تبدیل می شه! قانون جذب می گه افکار مثبت و منفی شما به کائنات می ره ! قانون جذب می گه به هرچی فکر کنی به سمتت جذب می شه ! قانون جذب می گه افکار دارای ارتعاش هستند و قانون ارتعاش می گه که …

یعنی شما در برابر مغلطه طرفداران قانون جذب باید سر به بیابون بزارید ! وای که اگه انسان چیزی رو باور کنه ! وای که انسان اگه به چیزی باور پیدا کنه ، آسمون و زمین و بهم می بافه تا ثابتش کنه !

این یکی از مشکلات مغز ماست که در بخش قبل گفتم اسمش سوگیری تاییدی هست که در همین صفحه انواع مختلف سوگیری شناختی توضیح داده خواهد شد

قانون جذب و کوانتوم

در ادامه ادعاهای پوچ و بی پایه و اساس قانون جذب شما با پدیده ای روبرو می شید به نام کوانتوم. کوانتوم یک نظریه علمی هست که پایه گذارانش از جمله نیلز بور خودش اعتراف می کنه که چیز قابل فهمی نیست و هرکس بگه اونو فهمیدم هیچی ازش نفهمیده !

باید بگیم نخیر آقای بور! شما نفهمیدی ! یکسری هستند بنام اساتید قانون جذب که نه تنها فهمیدن که چی می گه بلکه از طریق اون قانون جذب رو هم ثابت کردن. اصلا نظریه کوانتومی قانون جذب رو ثابت کرده ! شما خبر ندارید!

از مشکلات طرفداران قانون جذب همون ارتباط دادن فلان چیز به شقیقه هست! قبلا هم گفتم. اینکه اجسام کوانتیده هستند خب هستند ! که چی !؟ شما چطور ثابت می کنه این موضوع می تونه باعث بشه که افکار ما به اجسام تبدیل بشن ! یا جذب ما بشن !؟

قانون جذب و آزمایش اثر مشاهده گر

خب طرفداران جذب عاشق مسائل پیچیده علمی هستند که بتونن ارتباطات به ظاهر معنی دار بین اونا و تایید قانون جذب پیدا کنن !

از جمله مواردی که خوراک خوبی برای این دوستان بود اثر مشاهده گر در فیزیک بود که یکی از آزمایشات پیچیده و پر حاشیه محسوب می شه .

جالبه که بدلیل فهم سخت این موضوع و حیرت انگیز بودن این موضوع و عدم توضیح شفاف برای اون ، موقعیتی مناسب برای ارتباط دادن بی مورد این پدیده با قانون جذب بود!

مشاهده یک پدیده توسط انسان ماهیت اون و عوض می کنه !؟با این ادعا خواستن بگن که ذهن شما قدرت داره که بر هر آنچه اطرافش هست تاثیر بزاره

خب دوستان یکی از نکات جالب اینه که چون توضیح این آزمایش سخت هست خود این بندگان خدا وقتی می خوان توضیح بدن که این موضوع چه ربطی به قانون جذب داره ، خود آزمایش رو درست نمی تونن توضیح بدن که بعد برن سراغش ارتباطش ! یعنی وقتی می خوان بگن همچین آزمایشی وجود داره ، شما سر و ته حرف رو متوجه نمی شید.

خب من در سایت تلسی بصورت کامل این آزمایش رو توضیح دادم و اونجا گفتم که اثر مشاهده گر منظور چشم انسان نیست و منظور تشخیص هست. DETECTION هست.

و ماهیت موجی و ذره ای زمانی که مداخلی ای صورت می گیره (به منظور تشخیص) بهم می خوره نه اینکه چون کسی داره می بینه این اتفاق می افته .

همچون دیگر مسائل علمی که ربطی به قانون جذب ندارن این هم یک موضوع بی ارتباط هست. برای درک بهتر آزمایش دو شکاف یانگ یا همون اثر مشاهده گر حتما ویدئوی بنده رو در سایت مشاهده کنید.

  • سیستم راس چیست ؟

    بعد از اینکه مطالعات دانشمندان در ارتباط با مغز پیشرفت کرد. سیستم فیلترینگ راس شناسایی شد. سیستمی که باعث می شد که محرکهایی که برای شما مهم نیستند توجه شما رو جلب نکنند. هر چند منتظر ورژنهای جدید جذب باشید که احتمالا این سیستم رو هم میارن جزو قانون جذب و ناگفته های جذب !


  • تو که می گی قانون جذب دروغه ، تو بیشتر می فهمی یا دانشمندا !!!

    خب در این جا یکی دیگر از مباحثی که عوام بهش اشاره دارن همین هست که شما بیشتر می فهمی یا دانشمندا . اولا در اینجا باید خود کلمه دانشمند تعریف بشه و ثانیا فهم تعریف بشه
    این به اصطلاح دانشمندان و اساتید که من بهشون میگم سودوسایتیفیک (دانشمند کاذب) حتی در دانشگاهها و مجامع علمی که خودشون درس خوندن مورد قبول بسیاری از دانشمندان اروجینال اونجا نیستند.


    تو که می گی قانون جذب دروغه ، تو بیشتر می فهمی یا دانشمندا !!!

  • پس کوانتوم چی می گه ؟ کوانتوم گفته قانون جذب درسته ؟

    خب یکی دیگه از مزخرفاتی که توسط این عزیزان ایجاد شده ارتباط دادن قانون جذب با کوانتوم هست. و می گن علم این موضوع رو ثابت کرده
    خب برای توضیح بهتر این موضوع لازم می دونم یه سرگذشتی از تاریخ خرافات بگم و بگم که چرا این دوستان قانون جذبی دست به دامان علم شدن. البته این چیزا عادی هست وقتی که شما تمام عمر از یک موضوع دفاع کردی و از مردم پول گرفتی ، تا ارتباط دادن این موضوع به علم هم پیش می ری


  • داستان گربه معبد و ارتباط با قانون جذبی ها

    خب داستان زیبایی در اینجا هست که نشان میدهد که برای یک موضوع ساده می توان هزاران دلیل بی پشتوانه ساخت .
    داستان به این صورت هست که در باغ یک معبدی که در اون کاهنان و راهبان مشغول عبادت بودند، یک گربه میاد و میومیو می کنه و تمرکز راهب اعظم رو به هم می زنه و اون راهب به یکی از طلبه ها یا شاگردان می گه که هنگامی که در عالم مراقبه و تمرکز هستیم ، لطفا این گربه را از قبل ببر و در انتهای باغ به یک درخت ببند. اون شاگرد هم اطاعت می کنه و دیگه از اون به بعد به محض اینکه مراسم تمرکز و خلسه می خواسته شروع شه ، شاگرد گربه رو می برده و می بسته به درخت .


    داستان گربه معبد و ارتباط با قانون جذبی ها

  • قانون جذب و ارتباطش با کوانتوم

    خب گفتیم بعد از اینکه خرافات گذشته یکی یکی با علم رد شدند، مردم برای هر چیزی توضیح علمی می خواستند و الکی باور نمی کردند.
    یکی از کارهای سفسطه گرها می دونید چیه ؟ اینه که برای توضیح یک چیز ، یک موضوع بی ربط رو تعریف می کنن و بطور غیر قابل تشخیصی به موضوع اصلی ارتباطش می دن. درواقع مثل شعبده باز جلوی چشم شما واقعیت رو پنهان می کنند. مغز ما این قابلیت رو داره که سریع گول بخوره .


  • قانون جذب ، آیا واقعا یک قانون علمی است ؟

    در این قسمت یکسری از تعاریف رو دنیای علم مرور می کنیم و می بینیم که این توهم چگونه تونسته خودش رو در مغز مردم بعنوان قانون جا بزنه ؟
    مشاهده (objection)
    شما یک پدیده را می بینید و به دنبال یک توضیح برای آن می گردید
    مثلا می بینیم کیسه زباله درب منزل ما با پاره شده . خب دلیلش چیه ؟
    فرضیه (hypothesis)


    قانون جذب ، آیا واقعا یک قانون علمی است ؟

  • تفاوت سفسطه و مغلطه

    سفسطه گر کسی هست که به دلیل اینکه احساس می کند یک موضوعی درست است، تمام سعی آن را در جهت اثبات آن بکار می برد. حتی دلایلی که شاید با کمی اندیشه بفهمیم ارتباطی به موضوع ندارند. هنر سفسطه گر این است که مثل یک شعبده باز چشم شما رو از دیدن حقائق دور می کند بنابراین شما ناخودآگاه به ارتباط بی معنی بین دو چیز پی می برید.


  • آیا قانون جذب علم است؟

    خب با توجه به تعریفی که از علم و دانش و مراحل تبدیل یک مشاهده تا قانون داشتیم. متوجه شدیم که این موضوع در دسته شبه علم بود.
    البته در دسته شبه علم بود تا زمانی که سیستم راس اثبات نشود . امروزه جایگاه این موضوع حتی در دسته شبه علم نیز نمی تواند باشد. چون شبه علم چیزی است که توسط علم خلافش هنوز ثابت نشده است ولی به دلیل اینکه ماهیتش غیر قابل اثبات هست به آن شبه علم می گویند. ولی وقتی علم علت واقعی چیزی را پیدا می کند. دیگر آن موضوع در شبه علم نیز جایی ندارد

    ادامه مطلب

    آیا قانون جذب علم است؟

خیر این قماش هم مثل بقیه کلاهبردارها هستند و تا الان کسی نتوانسته با نیروی درونی (مثل چشم) حتی یک پر کاه را تکون دهد چه برسد به جابجایی اشیاء هنوز یک نفر از افراد بجز موارد شعبده بازی نتوانسته در شرایط آزمایش بدون سوگیری و استاندارد در حضور مشاهده گر این کار را انجام دهد.

خیر این موضوع هم با توضیح بالا کاملا رد می باشد. و همیشه تعاریفی از کارهای خارق العاده آنها به گوش می رسد که همیشه یک نفر از طریق یکی دیگر شنیده که یکی فلان کار رو می کرده. مثلا مرتاض توانسته قطار را با چشم نگه دارد. این هم یک فریب کلی این افراد برای ایجاد ارادت مریدان در اطرافشان بوده که البته توسط مریدان بصورت یک کلاغ چهل کلاغ برای دیگران تعریف شده است. نمونه اش هم تکیه زدن مرتاض روی یک عصا و بالاتر قرار گرفتن از سطح زمین بود که بعدها لو رفت و بصورت نمایشهای کنار خیابانی در آمد.
البته شاید بیشتر زیاده روی های خرافی را در آنها بتوان به مصرف ماری جوانا توسط خودشان و مریدانشان نیز نسبت داد. !

بله تمامی اینها حاصل یک نوع تفکر هستند و اون تاثیر فکر شما بر دنیای خارج و درک دنیای خارج از فکر شما و توانایی عملکردن و تاثیر گذاشتن روی عملکرد شما. اسامی مختلفی رو ممکن بهش اختصاص بدن.

گویا هر چند وقت یک بار یک محصول با کمی تغییر با نام برندی جدید به بازار عرصه می شود. مثل انواع موارد مخدر با نامهای مختلف ولی کارکرد کلی همه آنها حول یک محور می باشد.

بله تمامی اینها حاصل یک نوع تفکر هستند و اون تاثیر فکر شما بر دنیای خارج و درک دنیای خارج از فکر شما و توانایی عملکردن و تاثیر گذاشتن روی عملکرد شما. اسامی مختلفی رو ممکن بهش اختصاص بدن.
گویا هر چند وقت یک بار یک محصول با کمی تغییر با نام برندی جدید به بازار عرصه می شود. مثل انواع موارد مخدر با نامهای مختلف ولی کارکرد کلی همه آنها حول یک محور می باشد.

بله تمامی اینها حاصل یک نوع تفکر هستند و اون تاثیر فکر شما بر دنیای خارج و درک دنیای خارج از فکر شما و توانایی عملکردن و تاثیر گذاشتن روی عملکرد شما. اسامی مختلفی رو ممکن بهش اختصاص بدن.
گویا هر چند وقت یک بار یک محصول با کمی تغییر با نام برندی جدید به بازار عرصه می شود. مثل انواع موارد مخدر با نامهای مختلف ولی کارکرد کلی همه آنها حول یک محور می باشد.

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به آموزشگاه تلسی میباشد.