خب گفتیم بعد از اینکه خرافات گذشته یکی یکی با علم رد شدند، مردم برای هر چیزی توضیح علمی می خواستند و الکی باور نمی کردند.
یکی از کارهای سفسطه گرها می دونید چیه ؟ اینه که برای توضیح یک چیز ، یک موضوع بی ربط رو تعریف می کنن و بطور غیر قابل تشخیصی به موضوع اصلی ارتباطش می دن. درواقع مثل شعبده باز جلوی چشم شما واقعیت رو پنهان می کنند. مغز ما این قابلیت رو داره که سریع گول بخوره .
یک شعبده باز وقتی می خواد با یک دست یک سکه رو پنهان کنه ، دستی رو که سکه توش نیست رو می بره بالا و تکون میده و چشم شما دیگه به دست اصلی کاری نداره و با دستی که سکه توش هست کار مخفی کردن رو انجام می ده . یعنی ذهن شما رو می بره یک جای دیگه .
خب استاتید جذب چکار می کنند.
قبلش یک مثال می زنم. فرض کنیم یک کرم رو که داره دوره خودش می لوله جلوی من و شماست. من به شما می گم عامل تمام موفقیت های شما تو زندگی این کرم هست. بعد شما می گید چرا؟ دلیلت چیه ؟ بعد من می گم که شما تکون می خوری درسته ؟ شما می گی بله . بعد من می گم که این کرم هم تکون می خوره درسته ؟ شما می گی بله . بعد می گم پس ثابت شد که این کرم عامل تمام موفقیت های شماست . بعد شما می گی چه ربطی داشت من قبول نمی کنم و بعد من می گم پس شما رشته بیولوژی رو قبول نداری اونجا ثابت شده !!!!
البته در مثل جای مناقشه نیست . در اینجا اساتید جذب از یک لایه پنهان برای این قضیه استفاده می کنند . چطوری خوب گوش کنید. اونا می گن چطور باید ثابت کنیم کائنات (اجرام آسمانی یا هر چیز دیگه) دارای پشتوانه علمی هست؟
خب بدن شما از مولکولهایی درست شده که ارتعاش دارن درسته ؟ اینجا شما نیاز به مطالعه داری که بگی درسته مثل مثال کرم نیست که ببینید . چون برای فهم این مسئله زحمت می کشید ، احساس بهتری دارید. (مثل روانشناسی توده اثر گوستاولوبن ) شما تحقیق در مورد ذرات بدن متوجه می شید که بله ما از ذرات ریز تشکیل شدیم که سلول هست و سلولها از مولکوها و اتمها و بعد طبق فیزیک و کوانتوم این چیزا، اتمها دارای ارتعاش هستند.
خب اجرام آسمانی هم دارای اتم هستند هستند. برید از فیزیک کوانتوم بخونید . بعد اتمها هم که ارتعاش دارند. پس عامل تفکرات شما و رسیدن به خواسته هاتون این اجرام آسمانی هستند. (مثال کرم رو یادتون باشه )
تنها تفاوتش با مثال کرم اینه که این دومی کمی علمی و سخت به نظر می یاد پس حتما درسته (طبق روانشناسی توده ها، وقتی انسان برای یک چیز زحمت بکشه ، احساسش نسبت به اون چیز با واقعیت ممکنه متفاوت باشه) اینجاست که دیگه کسی شکی براش نمی مونه که موضوع درسته . دیگه ذهن شما یادش می ره بپرسه که راستی چه ربطی داشت؟! عرض کردم که با کشف اینکه در کوانتوم به اتم و ارتعاش اشاره شده ، مغز حس می کنم این کشف یعنی کشف ارتباط بین مغز ما کائنات.
رو همین حساب هست که وقتی شما می گید قانون جذب رو قبول ندارید می گن از نظری علمی و کوانتوم و فیزیک ثابت شده . در حالی که از نظر فیزیک وجود اتم ثابت شده نه ارتباطش با قانون جذب.
هیچ کجای فیزیک و کوانتوم به این موضع کوچکترین اشاره ای نشده . اصلا نیلز بور از بنیانگذاران علم فیزیک کوانتوم خودش می گه من که درست کوانتوم رو درک نکردم و هر کس که بگه کوانتوم رو فهمیده اونم چیزی درک نکرده.
واقعا نمی دونم این اساتید جذب چطوری بهتر از نیلز بود کوانتوم رو فهمیدن و بعد تازه باهاش قانون جذب رو هم ثابت کردن. جالبه که کوانتوم هنوز خودش رو نظریه می دونه این دوستان جذبی این توهم رو قانون نامیدند !!!
در ادامه تفاوت بین مشاهده ، فرضیه ، نظریه و قانون رو صحبت خواهیم کرد.

نویسنده : محمدآرین اکبری