در این قسمت یکسری از تعاریف رو دنیای علم مرور می کنیم و می بینیم که این توهم چگونه تونسته خودش رو در مغز مردم بعنوان قانون جا بزنه ؟
مشاهده (objection)
شما یک پدیده را می بینید و به دنبال یک توضیح برای آن می گردید
مثلا می بینیم کیسه زباله درب منزل ما با پاره شده . خب دلیلش چیه ؟
فرضیه (hypothesis)
در اینجا چندین احتمال ممکن هست که اون احتمالاتی که امکان بررسی (بررسی علمی) دارند رو بهش می گن فرضیه .
1) مثلا احتمال داره آقا غوله اومده باشه پاره کرده باشه (خب این چون امکان بررسی علمی نداره اصلا بهش فرضیه نمی گن )
2) احتمال داره کار گربه باشه
3) احتمال داره کار همسایه مون باشه
4) احتمال داره کار روباه یا چیزای دیگه باشه
خب موارد 2 و 3 و 4 می تونن بعنوان فرضیه مطرح بشن و حالا دو راه برای تقویت و بررسی و محدود سازی فرضیه ها وجود داره .
یکی اینکه مستقیما اونا رو بررسی کنیم یا اینکه از طریق Null hypothesis بقیه رو پوچ کنیم و در نظر بگیرید که فرضیه ها بر اساس شواهد و حقایق(facts) بررسی می شوند .
ممکنه شواهد چیزی بگن که حقیقت نداشته باشد. مثلا شما میگید که این پاره شدن کیسه زباله کار همسامون هست چون یک بار دیدم که به سمت خونه ما سنگ پرتاب کرد. پس با ما خوب نیست و از روی لج بازی اینکار رو کرده .
این فرضیه می ره برای مطالعه توسط دانشمندان. سوالاتی مطرح می شه از جمله اینکه آیا کیسه زباله بقیه همسایه ها هم پاره شده ؟ از جمله خود این آقای همسایه ؟
تحقیقات نشون می ده که بله کیسه زباله همه پاره شده .
و سوال بعد اینکه آیا در تابستان که همسایه شما رفته بود مسافرت ، باز هم کیسه زباله شما پاره می شد؟ جواب میاد بله .
خب ، پس با احتمال بالا این فرضیه یعنی پاره شدن کیسه زباله توسط همسایه رد می شه.
بعدا هم مشخص می شه که اون سنگی که همسایه پرتاب کرده بوده برای روندن یک مار بوده که داشته به سمت خونه شما می اومده و پس شواهد قبلی، حقیقت (Fact) نبودند. پس شواهد با حقیقت فرق دارند.
به همین ترتیب گزینه های دیگه هم پوچ می شن و گزینه اصلی با مشاهده رد پای گربه در محل تایید می شه و اصلی ترین فرضیه برای این مشاهده می شه .
خب تا اینجا هم باید خیلی مراحل دیگه رو بره تا نظریه بشه
نظریه (theory)
در مجامع علمی هنوز هم مرز مشخصی بین نظریه و فرضیه وجود نداره و گاهی این کلمات جای هم بکار می رن . ولی شاید به زبان ساده تر بشه گفت نظریه زمانی که چندین فرضیه و حقایق علمی کنار هم قرار می گیرند می تونن یک نظریه رو تشکیل بدن.
مثلا تئوری انیشتن هنوز تئوری یا نظریه هست. چون شواهد علمی زیادی این موضوع رو تایید کردن. و جالبه که با این همه شواهد علمی برای اثبات تئوری انیشتن ، هنوز این تئوری به قانون تبدیل نشده و همچنین کوانتوم که هنوز به نظریه کوانتوم شهرت داره.
قانون
وقتی مجموع حقایق و دلایل علمی دیگر راهی را برای شک در نظریه یا فرضیه نمی گذارند به قانون تبدیل می شود. مثلا اگر مشخص شود که مغازه روبروی خانه شما دارای دوربین مدار بسته بوده. وقتی دوربین ها رو چک می کنیم می بینیم که بله کار گربه بود. در اینجا قانون گربه و پاره شدن کیسه زباله را خواهیم داشت. و می گوییم هر گاه شما کیسه زباله را بیرون بگذارید توسط گربه پاره می شود.
این فقط یک مثال بود جهت فهم ماجرای اصلی
مثالهایی از قانون در علم مثل قانون جاذبه زمین یا گردش زمین به دور خورشید که دقیقا مراحل مشاهده ، فرضیه ، نظریه و قانون رو طی کرد.
خب می ریم سر بررسی قانون جذب ببخشید” توهم جذب ”
مشاهده در اینجا چه بود؟ اینکه ما وقتی به چیزی تمرکز داریم ، ناگهان به طرز معنی داری اتفاقات مرتبط با آن را می بینیم.
فرضیه این است شاید کائنات متوجه می شود و به ما کمک می کند.
این موضوع به دلیل اینکه قابل آزمایش علمی نیست حتی نام فرضیه به آن تعلق نمی گیرد. در قسمت بالا گفتیم فرضیه به چیزی می گوییم که قابل بررسی علمی باشد.
همچنین مشاهداتی عکس این موضوع را ثابت می کنند و عقل منطق هم به دلایلی که در بالا گفتیم این موضوع را نمی پذیرد . پس از موضوع نمی تواند حتی وارد مرحله فرضیه شود . بنابراین به عقب برگشته و در حد مشاهده می ماند.
فرضیه دیگر این است که شاید مغز ما به موضوعات حساس تر شده و آن ها را پیدا می کند. این فرضیه قابل آزمایش می باشد. با منطق هم جور در می آید. در نوروساینس همه همه شواهد مبنی بر صحت این موضوع می باشد. بنابراین مراحل نظریه و قانون هم بسادگی طی میشود.
این رو هم حتما یادآور می شم که در مجامع علمی ، زمان مشخصی برای تبدیل یک نظریه به یک قانون یا یک فرضیه به یک نظریه وجود ندارد. صرفا میزان بکاربردن این کلمات به مرور زمان در بین محاوره های دانشمندان باعث تثبیت این موضوع می شود.
مثلا نظریه انتخاب طبیعی داروین دیگر هیچ جای شک و شبه¬ای در صحت آن باقی نمی گذارد، بهتر است بعنوان قانون در نظر گرفته شود. یعنی الان انتخاب طبیعی یک قانون است ولی هنوز در کتب و منابع علمی نام نظریه پیشوند آن است. خب حالا ببینید توهم جذب قوره نشده مویز شد و از مرحله مشاهده مستقیما به مرحله قانون رفت. اما سفسطه گرها هنوز خیلی زیاد دلیل دارند پس بهتر است بریم و تفاوت سفسطه و مغلطه رو هم مرور کنیم .