سفسطه گر کسی هست که به دلیل اینکه احساس می کند یک موضوعی درست است، تمام سعی آن را در جهت اثبات آن بکار می برد. حتی دلایلی که شاید با کمی اندیشه بفهمیم ارتباطی به موضوع ندارند. هنر سفسطه گر این است که مثل یک شعبده باز چشم شما رو از دیدن حقائق دور می کند بنابراین شما ناخودآگاه به ارتباط بی معنی بین دو چیز پی می برید.
مغلطه گر هم دقیقا همین کار را می کند و شما را به غلط می اندازد. و تفاوت آن با سفسطه گر این است که سفسطه گر از اصل ماجرا خبر ندارد و در جهت ایده خود شما را به اشتباه می اندازد، ولی مغلطه گر با علم به اینکه می داند اصل ماجرا چیست ، سعی در گمراه کردن شما دارد.

اساتید جذب کدام هستند؟ سفسطه گر و یا مغلطه گر؟

راستش تا قبل از کشف سیستم RAS اونا سفسطه گر بودند چون نمی دونستند واقعیت چیه و چون فکر می کردند ارتباطی بین مغز و انرژی شما با کائنات وجود داره سفسطه می کردند
ولی الان که اصل سیستم مشخص شده برخی از اساتید جذب به مغلطه گر تبدیل شدند و الان که فهمیدن ماجرا چیه از موضع خودشون کوتاه نمی یان و دارن RAS رو هم به قانون جذب ربط می دن.
سفسطه گرها و مغلطه گرها دارای فنونی خاصی در مذاکره هستند که از جمله اونا می توان به بکاربردن کلماتی با دایره معنی وسیع اشاره کرد. و این باعث می شود که برای تایید دلایل خود شما را به رفرنس هایی ارجاع دهند که در آنجا مشابه آن لغت تایید شده ولی معنی آن این نیست.
این مسئله بقدری در فلسفه مهم هست که دانشگاه آکسفورد یک دوره طولانی به مدت چند دهه ، بیشتر تمرکز خود را به تعریف دقیق واژگان اختصاص داد تا اینکه بخواهد اثری جدید خلق کند.
در واقع اونا می خواستند که وقتی کلمه ای استفاده می شه دقیقا معنی اون کلمه در ذهن همه همون چیز باشه که مخاطب رو به اشتباه نندازه چیزی که تکنیک اصلی سفسطه گرها و مغلطه گرهاست. در زیر یک مثال از موارد رو می زنم.

استفاده از کلمه علم و کلماتی با کاربرد گسترده در سفسطه

خب گفتمی که یکی دیگر از تکنیکهای سفسطه گرها این است که برای برخی از کلمات که دارای معانی گسترده و طیفی از اثرات متفاوت در ذهن هر کسی هستند ، به فراخور نیاز از آن کابرد استفاده می کنند.
شاید فکر کنیم کلمه ساینس(science) معادل خوبی برای علم هست. ولی خیر! زیرا در زبان لاتین ساینس بیشتر به علوم تجربی و طبیعی که قابل اثبات و آزمایش هستند مربوط می شه. مثل ریاضی ، بیولوژی و … در حالی که علم در زبان فارسی که ریشه عربی هم داره معنی گسترده تری داره و شامل تمامی آگاهی ها، علوم انسانی و معارف و … می شه
پس شما می تونید راحت با مغلطه بگید که قانون جذب علم هست. چون در زبان فارسی و عربی شامل علوم ماورائی هم می شه . و وقتی که شما معادل علم رو ساینس در نظر می گیرید افراد گمراه می شن و فکر می کنن جزو علوم طبیعی و تجربی هست و در آزمایشگاه هم تایید شده. ! واسه همین هست که خیلی با قدرت می گن علم هم تاییدش کرده
فرق بین علم و دانش و اینکه در زبان انگلیسی به چه چیزی علم و به چه چیزی دانش می گویند. شاید معادل درست دانش رو در زبان انگلیسی معادل نالِج (knowledge) در نظر گرفتند ولی این هم نمی تواند کلمه مناسبی باشد زیرا در زبان انگلیسی نالِج بیشتر کاربرد در علومی غیر از علوم طبیعی دارد. البته از نظر کاربرد امروزی عرض می کنم. مثل علوم انسانی
پس به توافق رسیدن بر سر واژه ها می تونه از به دام سفسطه افتادن جلوگیری کنه.

نویسنده : محمدآرین اکبری